توي ايران همه ما توي روابط بد و بد شكل ميمانيم و تحمل ميكنيم مخصوصا خانمهاايراني و مبينيم كه طرف ما رو تحقير ميكند و خرد ميكند هيچ چيزي براي ما نميگذارد و ما ميمانيم و تحمل ميكنيم
هميشه من ميگم چرا و چطور ميشود روزي زني اميدوار باشد كه مرد بدش كه همش كاري جز بدي و بد گفتن ندارد چه توقعي است كه روزي عوض شود مانند اين ميماند كه من هر روز اميدوار باشم كه موهايم رنگش بور شود و نرم و لطيف يا پوست سبزه من با گذر زمان امكان دارد كه به سفيدي بگرايد جز بيماري و مريضي آيا امكان دارد؟
جالبه به خانمها ميگويم چرا توي اين رابطه بد و خراب ماندي چرا خودتو از اين رابطه كه رو به خرابي ميرود بيرون نميكشي ؟چرا اين قدر يك طرفه گذشت و تحمل ميكني؟ تازه حتي مردم را شاهد مي آورند و خانواده طرف و دوستانش كه آنها هم شاهد هستند كه من هميشه گذشت كردم و تحمل كردم و ماندم
براي من هميشه سوال ميماند چرا فكر ميكنند اين كار هنر است كه زندگي كه آدمها توش بيمار شوند و از پا در بيايند. نميدانم چرا فكر ميكنند ديگران بايد تشويقش كنند كه توي اين نوع روابط بمانند
و در انتها هم ميگويند اين را ميدانيد "چون از بچگي توي ذهن ما همينطور كردند و اينطور ما رو بار آوردند ما اينطوري بزرگ شديم از بچگي توي ذهن و گوش ما كردند كه بايد اينطوري بود
متاسفم كه بگويم خوب، طرف شما هم درست و منطقي است اگر دهن باز كند بگويد من هم همينطوري بزرگ شدم كه هر روز تو رو تحقير و با خاك يكسان كنم
ولي اشكال كار همين نظام ذهني است كه ما داريم
هر وقت به ما سخت ميگيرند ميگوئيم فرهنگ است.غريزه است.تربيت است.تجربه است.يادمون دادند.
يادتون دادند كه چي؟
خوب طرف شما هم هيچ زمان صبر نكنيد كه عوض شود چون پس اگر با چنين تصور فكري شما زندگي ميكنيد بدانيد اون هم همين طوري بهش ياد دادند كه اينطوري ظالم و خشن و نامرد باشد آخر چه فرقي بين استدلال آن ادم بد و شماست؟
نميدونم چه به سر ما اومده به سر اين مردم نسل جوان كه همه دروغ ميگويند همه بازي ميكنند همه دارند فريب ميدهند و همه دارند فريب ميخورند همه فكر ميكنند زندگي يك تقلب و حقه بازيه و من نميدونم چرا نسل جوان توي روابطشون نمي خواهند هيچ چيزي رو بفهمند و حل كنند
ما وقتي خودمان حاضر نيستيم با مسائل درست روبرو شويم ما چه توقع بايد داشته باشيم شريك ما خوب باشد و خوب بشود
شرط اول اينكه انسان بتواند يك مشكل و واقعيت را حل كنه بايد قبول كنه و بدونه واقعيت چيه ؟
بعد از اينكه فهميد واقعيت چيه بايد بگه من اين واقعيت كه حالا ميدونه چي هست بايد ببينه دوست داره يا نداره ؟قبول ميكنه يا نميكنه؟ و برخورد ميكنم يا نميكنم
ولي روزي كه ما مي آييم واقعيتها رو دگرگون ميكنيم طرف خودشو جور ديگه نشون داد ديگري رو جور ديگه نشون داد كارشو جور ديگه كرد رابطه رو جور ديگه كرد به مردم هم گفت اينجوري بكنيد خودش جور ديگه كرد و وقتي هم بهش ميگيد ميگه من هموني هستم كه ميگم. و نميگه خوب من اينو ميدونم درسته ميگم ولي اينطوري عمل ميكنم ميدونيد چيه
من چيزهايي رو اينجا ميگم ميدونم ميخونم و قبول دارم ميگم اما شايد خودم نتونم به ده درصدش عمل كنم خوب دانستن ملاك عمل نيست ولي وقتي شخصي ميگه من هر چي ميگم عمل ميكنم به اين صورته كه يا طرف دروغگو هست يا يك بيماري هست كه واقعا نميدونه واقعيت چيه
مثل اينكه من به با شما بگم شام ميخورم و شما ببينيد من دارم ميريزم تو جيبم بعد بگي بخور من ميگم دارم ميخورم تو نميبيني تكليف بايد مشخص باشه
براي من هم نبافيد وقتي شوهر من خوب هم هست جدا خوبه يعني چي؟ واقعا مگر كسي كه قاتله هر روز قتل ميكنه؟
وقتي ما پشت فرمون بد رانندگي ميكنيم و كسي رو ميكشيم يعني اين نيست هميشه و هر روزآدم ميكشيم پس نگيد روزي هم وقتي خوب بود واقعا خوب بود. ما چنين چيزي ندارم. خوب هميشه خوبه
آدمها وقتي خوب نيستند و خوبي آنهاهميشگي نيست و هميشه هم نيست از روابط بيرون مي آيند
انسان بايد ديد مجموعه اش چه ميكند
از رابطه و علتش سوال كه ميكنم بعد ميبينم ميگوئيد يك علاقه اون به من داشت من به اون داشتم و نميدونيم عادت بود اعتياد بود!! اين چرند و پرنديات واقعا من نميدونم از كجا مي آيد اينها نه عادت بوده و هست نه اعتياده بلكه مسئله عدم توجه و ديد به واقعيت هاست كه نتوانستيد از اوضاع حل مسئله بر بيائيد و هميشه هم منتظر بوديد كه وي روزي عوض شود و بشه ؟؟
يكبار چرا خودتو خودتان را عوض نكرديد و نميكنيد؟
من منتظر باشم طرف عوض بشه و بعدش خودم خودمو عوض نميكنيم با واقعيت روبرو بشم؟
چرا شما يك مادر و همسر و دوست دختر واقع بين نميشويد؟
ميدونيد روزي كه يك مادر دوست دختر پارتنر يا هر گندي كه اسمتان هست واقع بين و رو راست شديد آن رو تكليفتان در برابر هر رفتار زشت و بد و تند و حقارت آميز روشن و مشخصه.
يعني روزي كه شما يك دوست دختر مادر و يا حتي همسر واقع بين شديد يك لحظه اجازه نميدهيد طرف مقابل شما با هر اسمي به حقوق و حريم شما تجاوز كنه و ديگر براي شما هم اصلا مهم نيست كي پا درمياني ميكند و كي دست پشت كي ميكشد و واقعا اون روز ميبيند اهميتي ديگر ندارد
ولي روزي كه من خودمو دوست نداشتم واقعيتو قبول نكردم با خودم برخورد درستي نداشتم خوب يكي هم بگه برگرد و برو سر خونه زندگيت ، خوب ميرم و تحقير ميشم خوب ولي واقعا به كسي ربطي نداره مردمي كه پا درمياني ميكنند من توصيه ميكنم خودشون برند با اون شخص زندگي كنند اين كه ما مشورت كنيم يك داستانيه كه با اين پا درمياني و تحمل زندگي فرق داره اگر من هم بشنوم كه درست و غلط چي هست
مصيبت اينه كه افراد معتقد هستند در روابطي بودنده اند و ياهستند كه متاسفانه وقتي مي آئيد به آن نگاه ميكنيد ميبينيد شكنجه گاه بوده و هست و وقتي بي درد و بيرنج هستند فكر ميكنند خوشبختند و همه چي خوبه حالا يك كارهايي هم ميكرده شما ميپسنديد كه علتش معلوم نبوده
ولي مهم اينه آدم كار بد نكنه و انجام نده پس چرندياتي كه خيلي مهربان بود دلسوز بود ولي اين كار و اين حرفها رو ميزد به نظر من مهم نيست فقط و فقط مهم اينه كه طرف كار بد نكنه
شكي نداريم هر مردي با دختري هست در مواردي و اوايل خيلي هم مهربون هست ولي آياواقعا كافيه ؟نه ببينيد هدف مقصود و انگيزه چيست؟
هميشه تا كم مياريم ميگيم فرهنگ ما نه عزيزان نياز ما ناداني ما وناتواني ما از فرهنگ و تربيت ما نيست
و فراموش نكنيد افراد عوض شدني نيستند مگر به شرطي بيايند هفته اي چهار روز تحت مراقبت و درمان با يك دكتر خوب قرار بگيرد و دكترش هم با شما در تماس باشه و به شما اطمينان بده كه وي داره عوض ميشه و داره به من اعتماد ميكنه و اگر مشكلي بود با شما در تماس باشند و مراتب را ببينيد
والا اين افراد قول ميدهند به خود خوب باشند و نشون بدهند خوب باشند كه ابدا درمان نيست و نخواهد بود
افراد نزديك من خوب ميدانند كه من حاضر نيستم آسيب بخورم و نگران كس ديگر باشم ابدا اينطور نيستم در تمام مراحل زندگيم اينو همه ميدانند مگر عده اي كه ابدا چيزي از من نميدانند
مصيبت ما تنها اين قسمته، خواهشا به عرضم توجه كنيد هزارها هزار نفر از ما ميخواهيم تنها و تنها ديگري عوض بشود و ما نشويم. ديگري واقع بين باشه و ما نباشيم. ديگري عاقلانه عمل كنه و ما نكنيم. ديگر بقدر كارهاي من را بداند و بفهمد ولي من قدر كار خودم را نه بدانم و نه بفهمم. من دوست داشته باشم با من مهربان باشند ولي من خودم با خودم مهربون نباشم
اشكال كار همين جاست ما بايد سعي كنيم به جايي كه برسيم كه روي پاي خود باستيم و سختي زندگي و كس ديگري رو نبريم تا اينكه من سختي آدمي رو ببرم كه روزي اون بفهمه و لقمه نوني به جلوي من بندازه
متاسفانه آدمهايي كه روزي كه به ما بد ميكنند رابطه مونو قطع يا كم نكنيم وقتي بد كرد از كسي كمك نگيرم ما تنها و تنها كار بد رو تشويق ميكنيم و ظلم رو تشديد ميكنيم و شخصي ظالمتر رو برو خواهيم داشت
در آخرمن هيچ كاري رو در اين وبسايت تا به حال شخصي نكردم ولي الان ميخواهم تمام نوشته هايم و خوانده هايم را تقديم به عزيزترين شريك زندگيم كنم كه بدون اون من هيچ زمان طعم و معناي دوست داشتن و راحتي را نمي فهميدم و هر چه مينويسم و ميدانم از اوست و عشق و علاقه من به اوست