Sunday, September 19, 2010

توي ازدواج به چه نگاه كنم

دلم به درد امد وقتي امروز ديديم كه شخصي از دوستان من ازدواج كرده و با همه خوبيهاي براي بار دوم بز آورده وقتي مي بينيم كاملا مي شد از اين دوران و ازدواجي كه در ايران حكم مرگ آدم و بد بيارش در تولد به اين اهميت نيست واقعا بدانيد ابدا براي من توي زندگيم مهم نبود كي دنيا اومدم و كدوم بيمارستان و چطور ولي برام هميشه مهم بود چطور بايد ازدواج ميكردم
چيزي را با تمام خستگي ميگذارم در خاليكه ديگر نه نا و نه حوصله نوشتن دارم و چون باز به مملكت برگشتم و هنوز دست خود را به ديوار نزدم دارم مجددا مي روم ولي با همه رنجش مي نويسم التماس ميكنم به عرايضم دقت كنيد

ما براي ازدواج هميشه گفته ام ما بايد همسان باشيم اين همساني در زيبايي نيز كاملا باشد فاصله سني ما زيادتر از 7 سال نبايد باشدكمتر بود هم مهم نيست ولي همه جاي دنيا و عموما مرد بزرگتر و يا ديگر مطالعات نشون ميده فاصله سني 7 سال بسه هميشه با هوشياري نه با سر كوفت به عيب و ايرادات طرف مقابل نگاه كنيد و براي خود بيشتر و ايرادات را كمي بزرگترفرض كنيد به احدانيت خدا براي من هميشه خوشبختي روزي بود كه ديگران منو كمتر ونادان تر از آنچه واقعا هستم فرض كردند و با افراد راحتتر بودم شما بدانيد كه خود و طرف را زياد باد نكنيد چون هر وقت من برتر و پولدارتر به چشم امدم مشكلاتم بيشتر بود ولي بگذريم

كسي كه مقابل شماست بدانيد بايد براي همديگر كشش و جذب داشته باشند و از همه مهمتر شكل و همشكلي خانواده ها بايد رعايت شود ببينيد و بدانيد كه چه اعتقاداتي دارند به اصول كلي در زندگي و عقيده اي حتي به دنيا اين براي هر دو خانواده مهم است نيايد با كسي در جامعه بشينيد كه از شما بالاتر و يا خيلي پايينتر است دقت بايد كنيد نگاه آنها به دنيا و بچه و زندگي با شما نيزهمسان باشه اين بالانس نبايد بهم بخوره براي من هيچ چيز توي زندگي زناشويي درد آورتر نبود وقتي با يك خانواده اي كه اعتقادات و فرهنگ متفاوت دارند زندگي و هم خانه بودم تمنا ميكنم لطفا به اين اصل مهم
بي نهايت توجه كنيد كه اعتقادات ديني خانوادگي و فرهنگي چيست زن و مرد در اين فرهنگ چه نقشي دارند اين ابدا يك شوخي نيست.

به  وي نگاه كنيد ببينيد هدف و مسير زندگي اين آدم چيه و چطوريه چقدربا شما همخواني دارد؟بزاريد ببينيد اين هدفها چقدر عملي است طرف خيال پرداز نيست؟يا باواقعيتهاي خودشه؟

ببينيد از لحاط فكري براي شما مي تواند تكيه گاه باشد ببينيد نيازهاي روحي شما و حتي جسمي شما رو تا چه حد مي تواند بر آورده كند؟اين مهمه خيلي مهمه

يك اصل بايد براي شمامهم باشد ببينيد به پول و خرج كردن آن چگونه نظر ميندازه چطور پول در مياره چطور خرج ميكنه ببينيد پول خيلي مهمه شوخي هم نيست و حتي عملكردش توي زندگي زن و شوهر و نقشش براي دو نفر غير قابل انكار

مراقب باشد ببينيد تفريح و ورزش و كوه نورديشو چطور زمانبندي ميكنه زن اولين اولويته يا ورزش دو م يا ورزش شماره يك و زن دوم دقت كنيد با خودتون بسنجيد باور كنيد اين كوچكها بقدر مانند خار عمل ميكند و به بدن شما فرو ميره كه بي ترديد دو نفر را تا حد جنون پيش ميبرد اينها نشانگر مسئوليت پذيري شخص در زندگي شخصي و شماست 

در صحبتهايش دقيق شويد ببينيد اين آدم چقدر با راستگويي و كم بندي و خالي بندي و پر بندي دوري دارد يا مانوس است و نسبت ندارد اين مهم است البته وقتي هم رو دوست داريد كمي اين مسائل رو بازتر مي شود و خودش را ماننند آينه بيشتر نشان ميدهد معمولا آدمهاي دروغگو كمي مچشان توي دوستي و عشق باز مي شود

من هميشه  اطرافيان ديده اند يك چيزي را توي رابطه ام دقت ميكنيم اينكه چه شخصي ميخواهد اينجا تعيين تكليف داشته باشد اگر كسي براي من تصميم بايد بگيريد يا من مي توانم تصميم گيري كنم و چه بليطي اينجا روي تصميمات من خريده مي شود و چه مواقعي بايد انها دوست دارند تصميم بگيرندكي تصميم گيرنده است توي رابطه.

من هميشه ديگران مي دانند در مورد گذشته افراد سوال نميكنم ولي اگر بكنم بي ترديد تنها كليات را ميشنوم و نه جزئيات اينكه طرف چه طور و چه جوردر گذشته بوده و كي بود و چه مي خورديد خونش كجاست ابدا
نمي پرسم البته ببينيد در رابطه هاي با كي بوده چند وقت دوام آورده و چقدر طول كشيده علت چي بوده ادامه پيدا نكرده البته حماقت هم نكنيد كه همه چيز را بخواهيد بدونيد كه مثلا بپرسي چقدر دوستش داشتي و چي و چطور؟ احمق نباشيد اينها اسمش مريضي است كه بپرسي چه ميكرديد ؟كجا مي خوابيديد اين فرد كه چنين سوالي ميكند خنجري ميسازد هم شما و هم خودش را از پا در بياورد

هوشيار باشيد در رابطه با خطاهاي گذشته فرد چون طرف اگر در گذشته خطا كرده و خودشو درمان نكرده چند برابر سريعترخطا گذشته رو باز تكرار ميكنه و با درصد چند برابر بيشتر جدا فراموش نكنيد حتي با زمان نزديكتر و كوته تر

در رابطه با نظرش براي بچه و نحوي بزرگ كردن بچه ها بدانيد باور كنيد و بدانيد چه ميگويد در مقابل بچه ها قرارش دهيد بزاريد و ببينيد چطور رفتار ميكنيد خيلي مهم است برخورد و نحوي تعامل با بچه ها چگونه است.

با دوستانش بيرون برويد ببينيد چگونه با آنها برخورد و كلام ميگويد با دوستان به حساب دوستم دوست دادشي وي بيرون برويد و در برخورد و حرفها و شوخيها دقيق شويد از سرگرميها قبل و بعد كامل علامت خوبي به دست شما ميدهند و همينطور در خانواده و برخوردها با خونسردي دقيق شويد ببينيد چطور در رستوران و حتي انعام ميدهد



شما تمام مسائل بالا را در مدت حدود يكسال ارزيابي نياز داريد و زود نپريد و حماقت كنيد

در انگليسي و حتي فيلم بوي خوش زن هنرپيشه مرد ميگفت وقتي شك اومد فاتحه شو بخون در ازدواج ابدا شك و سر در گمي و دو دل نباشيد و اين اوج حماقت است مبادا وارد اين ورطه شويد نرويد و نكنيد من هميشه گفتم زيان اين پشيماني به مراتب بيشتر است تا غير آن؟

توصيه منو جدي بگيريد من خودم هر كي و هر چي بودم عمل كردم اگر شب عروسي هم از تخت بلند شديد ديديد اشتباه كرديد و انتخاب خطا بود از همون جا برگرديد نگيد همه آبرومون از دست رفتش

من خوشبختم هر روز هم همه عده اي با غرض ورزي ميايند اينجا پارس ميكنند كه من فلان بهمان كدوم يكي كاري برايم كردند وقتي من نيازمند بودم من درست عمل ميكنيم و هر زمان هم دلم و عقلم گواهي داد نه به آبروي خودم و نه مادرم در ازدواج فكر ميكنم من روزي نتوانم نمي كنم اگر ازدواج صدم و هزارمم باشه نمي كنم و از هر جا ديدي ازدواج كرديد برگرديد قبل از اينكه پاي بچه ها وسط بيايد

Wednesday, August 18, 2010

برو سوت بزن

يكي از مسخره ترين و بچه گانه ترين جملاتي كه اينجا بيشتر وقتها مي خوانم و اكثرا پاك ميكنم و تنها و تنها نشانه از كم خردي و ناداني افراد مي آيد اينكه براي من مينويسند چرا ميگي خودت عمل نمي كني و تو چرا اينكار را كردي و اينطور ميگي؟


ببينيد اين افراد چرا ابله هستند چرا مغزشان كوچك است دليلش را بسيار راحت من ميتوانم برايتان تحليل كنم
من چيزي را مينويسم كه علم به آن دارم اميدوارم تا اينجا افراد مشكلي نداشته باشند
من چيزي كه ميگويم شما اگر شك داريد اصلا قبول نكنيد و نظر خودتان را داشته باشيد يا بگوئيد نظر من اين است خود را هلاك نكنيد ولي چيزي كه براي شما مصيبت و بدبختي مي اره اينه كه شما قبول كنيد و باور كنيد كه هر كسي كه هر حرفي را ميزند بايد عمل كند ميدانيد چرا اين افراد با اين عقيده كه به كرات من اينجا ميبينيم بيسواد هستند چون نه تاريخ ميدانند و نه منطق و نه خودشان مي توانند تشخيص دهند خوب و بد چيست و حرف درست و اشتباه چيست تاريخ نميدانند چون در گذشته هاي دور كه نه كتابي بود و نه كسي به كسي اطمينان داشت تنها را اثبات عمل بود نه علم، علمي مانند امروز نبود و حتي علما افتخاراتي مانند رسيدن ونگذشتن خواسته هايم در رختخواب(علما كلمه ديگري به كار بردند كه شرم كردم بنويسم) البته اينها از دانشمندان نسل جديد هست كه جالبه ديگران را هذيان گو فرض ميكنند و واي چقدر انسانمي تواند با كلام و رفتار و حتي جستجو در سايتي خودش را خوار و ذليل كند مانند موشي كه وقتي ميبينيش مي خواهد لباش شير تنش كنه كه بر ترسش شايد از نبودن انكه هست فائق شود
شما تاريخ نميدانيد و نخوانديد چون علم نداشتند كه مردم در گذشته كه حرف درست چيه غلط از كجا مي آيد ملاك ملاك عمل بود دانشمندان و علماي گرامي براي اين است من ميگويم تاريخ نميدانيد و جامعه شناسي تاريخي نداريد
من تنها چيزي كه قبول دارم اينكه فرزند من بعنوان من كه خدايش هستم به رفتار من نگاه ميكنيد اما تو اگر خودت را عاقل فرض ميكني بايد قبول كني وقتي من دكتر به پدرم گفت تو ريه ات ناراحته و بايد سيگا رو ترك كني و الا ميميري و كلكت كنده است وفتي من ميرفتم داروهاي پدرم را بگيرم ديديم كه همان شخص دارد پشت سالن و منطقه باز همون دكتر سيگار ميكشه شما توقع داريد من برم بگم تو گفتي عمل نكردي بابا تو ادامه بده اگر سيگار بد بود خودش نمي كشيد! ما بايد قبول كنيم چون عقلمان مي كشد نه چون عمل دكتر خلاف آن را ثابت ميكند ولي رعايت آن مورد زندگي ميدهد و خلافش مرگ و مصيبت
دانشمندان گرامي چه اهميتي دارد چيزي كه درست است مهم باشه كه آرش عمل ميكند يا نميكند جمله اينكه من خارج از كشور بودم درست اما من توي محيط آزادي بوديم كه مردم آزاد بودند كاري نكردم شما توي محيطي هستيد كه نه بلكه آزاد نيستيد بلكه بي بندباري را با آزادي كاملا اشتباه گرفتيد بالغ بر هشتاد و بيشتر من وبلاگ نوشتم چرا نتوانستيد بگوئيد كجاي حرفم غلط بود و كجايش درست جز اينه كه ياد گرفتي براي تصوري بد ساختن دستانت را به خون آلوده كني كه بگويي درست ميگويي و لباسهاي من را نيز خوني كني
دست از اين بازيهاي كه تو گفتي و من چه كردم دست برداريد هر حرفي من زدم اگر سواد آن را داشتي كه درست بود قبول كن اشتباه كردم بگو همه از تو ياد بگيرند اصلا مهم نيست حست به من چيست بيا حرف حساب بزار تا بزارند نظرت بياد مردم بدانند چه دانشمندي هستي  و چطور
 زندگي خصوصي و كاري من اينقدر پرونده سفيدي دارد كه هر سه سال كارم را عوض كردم و با درخواست امكانات بيشتر راضي شدم ولي من ايمان دارم شما الان هم سر كار هفته پيش خود هم نيستيد چه برسد به اينكه براي مني كه جون كندم و بيشتر از تو زندگي كردم و تنها وابسته به توانايي خودم و سوادم افراد را جذب كردم كه مرا ببرند روي سر حتي خارج از كشور نه بگردم روي نت گدايي كنم كسي با من دوست شود مرا رها كند ازآنچه هستم
حرف من  چه درسته كه عمل ميكنم چه درسته عمل نميكنم چه فرقي ميكنه؟حرف من درسته صحيح هست با عقل جور در مي آيد قبول كن انجام بده اگر هم فردي فهميده هستي و حرفم هذيان و اشتباه است چه فرقي ميكند كه من عمل ميكنم و يا نمي كنم
من اگر روزي حرف اشتباه بد و خطرناك زدم و خودم هم عمل كردم آيا شما هم عمل ميكنيد؟؟!!!! شما آيا زائيده اين منطق هستيد؟ شما اصلا چيزي به نام عقل و منطق را قبول داريد؟ من اگر كار مسخره اي كردم و انجام دادم شما از من قبول ميكنيد؟ يا كار اشتباه را عقل داريد نمي كني


اينجاست كه شعور و عقل را من تنها چيزي ميدانم كه به كسي نمي توانم هديه بدهم ببينيد  و ايكاش بدانيد كه هستيند و چه چرندياتي در پشت اين نظرات من ميخوانم
تو تصور ميكني مردم هنوز درست و غلط را نميدانند و به اعمال نگاه ميكنند نميدانم؟شايد شما اينطور فكر ميكنيد؟


براي خود من ملاك درستي حرف و موضوع آن است وابدا براي من مهم نيست طرف چه كاره است و چطور عمل ميكند و اين را به همگان ثابت كردم و علت اين بود كه من  حتي در خارج از كشور افراد روي چشمشان بردند ولي شما به دنبال ميگرديد تا كسي پيدا شود و ببرنتان
علت اين است كه من را از سر كاري با خواهش و اغوا گري به كار دعوت ميكنند و شما هر جا رفتيد فكر كرديد به شما نظر و سو نيت دارند فرق ما دنيا دنياست و من را ببخشيد واقعا تمايل به گفتن اين ندارم كه بگويم هنوز واقعيت و زشتي كار خودتان را مثل اينكه قبول نداريد و ما تنها به كلاممان انسانيم و مسئوليتي كه داريم ما به صدايمان و جيغمان اصلا ملاك آدم بودن ما نيست
مواظب كلامتان در همه جا باشيد ما را بر اساس تعداد دوست دخترمان و دوست پسرمان و تعداد پارتي ها و مهمونيها  شبانه شخصيتمان را محك نميزنند
اداي طرفدار حقوق زنها نباشيد و اداي ضد مردها را نيز در نياريد وقتي دنبال مردها ميدويد براي اينكه در عمل ثابت كنيد هيچي نيستيد و نياز به اين داريد كه يك مرد براي شما شفقت و كاري بكنيد و شماها معمولا بدنبال چه مردي هستيد مردي كه ذليل و عليل شما باشد و دوم  كه من در تمام نوشته ها خوندم اينكه دنبال اين ميگرده يكي پولدار و با سواد باشه وپول اينه بگيره بره سراغ اون يكي بعد پول اينو ميگيره بره سراغ اون يكي رابطه خودشو با اين و اون مرتب بهم ميزنه و تخصص شما ميشه اين كه به حساب  ميفهميد با مردها چكار كنيد و ديگران نميفهمند و بايد مرد را بدهند دست شما درستش كنيد اين افراد روي نت ميبينيد و بعنوان شكارچي من براي شما تعريف ميكنيم به ده نفر نامه ميده نه ميداند كه اين همون من  آدم بده ديروز هستم قربونت تو اسمت عوض شده من كه هنوز حميد هستم پدر خدا بيامرز شما موج ميزني و دنبال يك مرد زخمي و شكار زخمي ميگردي و نشون ميدي كه حوصله شكار بر حسب توانايي خودش نداره و البته هميشه هم يك شكار زخمي براش پيدا ميشه


كار گرفتاريست تا كي چشم باز ميكني و ببيني چه بايد كرد

Tuesday, August 10, 2010

كافي شاپ

فردی از نزديكان من همراه با خانمی كه من كاملا مي شناختم مرا دعوت کردند در كافي شاپي كه من دوست داشتم بنيشينند و مرا ببينند كه بله ما میخواهم ازدواج کنم شما بيا ببین ما به درد هم میخوریم و نظر بده چه كار كنيم

با هزار اكراه بالاخره من جايي و كافي شاپي كه دوست دارم را تعيين کردم براي ابن دو با هم صحبت كنند آنهم در حضور من و بعد از من سوال ميكردند كه نظر تو در اين مورد چيه؟ سوالي بي نهايت مسخره بود و به انها چنين گفتم آخه در برابر اين سوال براي ما كه هم رو ميشناسيم و وقتي توي زندگي خودمان كه حتي از پدر و مادرمون چنين سوالي ميكنيم ما كاملا ميدانيم نظر مادر يا پدر ما در مورد ازدواج چيه ؟ چون اونها رو كاملا توي ازدواج لمس كرديم كه در سطر پايينتر كاملا توضيح ميدهم ولي گيرم از شما و من چنين سوالي شد كه هر روز از من ميشه و من ميگم و شما هم بگيد

اولا از من كه سوال ميكنند از كجا معلوم كه حالا نظر من درست باشه؟

دوما قوم و خويش من بعد سالها منو ديده چه برسه يه و حتي نظر مادر و پدرمان را كه حتي اصلا و ابدا لازم نيست بپرسيم چون ما در عمل و حرف نظر آنها رو ميدانيم

چون پدري كه غر ميزده يك عمر حالا از من بخواد به همسرم غر نزنم كه اين اصلا نظريه اي نيست و گيرم كه باشه درست نيست

ما فقط در رابطه با طرف مقابل انها ميتونيم نظر بديم اينكه كوچيك يا بزرگه دماغش و يا متناسب هست يا نيست و تنها ما نظر ميتونيم بديم حقي نداريم و حقي در رابطه با افراد در كار نيست و در رابطه با فرد ميتونم نظر داشته باشيم و نه حق

ولي ما و من نميتوانيم كسي را جمع كنيم و در مورد ازدواج صحبت كنيم ما پدر و مادرمون فكر ميكنند حرفي دارند و اگر حتي پدر و مادر حرفي دارند آيا اين حرفها اگر حرف هست آياميشود در دانشگاه آن را مطرح كرد و كسي گوش كنه؟ پس حرفي هم كسي نداره؟ پس صحبتهاي پدر و مادر ما به درد بچه خود ما هم نميخورد

ما بعنوان پدر و مادر تنها كمكي كه ميتوانيم بكنيم اينه كه كمك كنيم كه كي آمادگي دارند براي ازدواج و بعد كمك در شناخت معيارهاي همسر داشته باشند اين چيزي كه از ما بايد در قسمتي كه درسته بايد انجام دهيم و بعنوان پدر و مادر نظرمون را بدهيم درست هست بگيم چه موافق و چه مخالف و اگر هم اشكالاتي ديديم بهش بگيم اما ما نمي توانيم بعنوان پدر يا مادر فرزند دختر يا پسر 30 ساله رو بشونيم و بگيم ملاكهاي همسر و شوهر چيه؟ چون اگر هم بگيم يا خيلي معمولي يا پيش پا افتاده است يا حرفهايي ميزنيم كه بهتر از ما اونها ميدانند و يا نظر و عقايد اونهاس كه آنها توي تمام زندگيشون با ما حس و احساس كردند و در انتها يا فقط مانند هميشه خواسته خود ما و نگراني خود ما وآرزوهاي خود ماست كه به درد زندگي اونها نمي خوره اما ما هر چه بگيم صد بار چون شنيدند فكر نميكنيم گفتنش ضرورت داشته باشه

جوابي كه من واقعا مي تونم در مورد اين سوال بدم كه اونجا گفتم اينه كه بايد ببينيد ملاكها و استانداردهايي كه براي انتخاب همسر داريد كدامهاست و بايد آنها در اون چهارچوب بخونه و بعد ببينيد اون ارتباطي كه بايد پيدا بشه و آتشي كه بتونه اين دو رو مذاب كنه كه با هم تركيب بشوند هست یا نه منظور من کامل کردن هم نيست و جدا نيمه گمشده و نصفه من حرف مسخره اي استولي من اينو تكميل كردن هم نمي گم بلكه تركيب كردن تنها ملاكه

اين چيزي كه من فكر ميكنم درسته ولي ما معمولا وقتي بايد بعنوان پدر و مادر تنها چيزي كه حقمان است بعد از انتخاب فرزندمان براي همسر

ما بايد ملاكها رو انتخاب كنيم و استانداردها خودمون رو ولي بعد فراموش نكنيد اين ملاكها ببينيم براي همسر يابي كدوم درسته؟ البته اين فرق داره كه ما توي ذهن درستش كنيم بعد بريم ببينيم كي رو ميخواهيم دستش رو بگيريم بياريم توي زندگي چون با اين شكل يا هيچ كس رو پيدا نميكنيم مخصوصا اگر سختگير باشيم و اگر شل گير باشيم هر كسي رو ميشه انتخاب كرد ما با يك فرد با اين كلياتي كه داريم جلو ميريم وقتي دوستش داشتيم ازدواج باهش ميكنيم نه تصورش كنيم و بعد پيدا كنيم



اما توي ازدواج سنتي ما فقط پيدا ميكنيم و اصلا دوستش نداريم و نداشتيم ولي بعدا پيشرفته تر شديم اومديم گفتيم ما ميدونيم چي ميخواهيم براي پسر و دخترمون از اين مغازه راه مي افتاديم ميرفتيم توي اين مغازه تا پيداش كنيم يعني به حساب در خونه ها رو ميزديم تا جورش رو پيدا كنيم و اگر توي اين مسئله سختگير باشيم هيچ كس رو پيدا نميكنيم و اگر هم سهل گير باشيم به قول من هر كي رو پيدا مي كرديم و يه جوري خودمون رو قانع ميكنيم اين هموني هست كه ما ميخواهيم و البته اون هم با ما همين كار را ميكند

ولي از ديديگاه من افراد بايد رابطه را عادي و ساده شروع كنند و اين كه خانواده ها بدانند هم بد نيست و بعد میبینند اگر توي اون چهارچوب شرايط میخونه بايد كوشش كنند ببينيد بينشان چه میگذرد

ولي اينكه بعضي وقتها حتي خارج از كشو ردوستي زنگ ميزنه كه سلام من با اين فرد دارم ميرم بيرون من چه كار كنم هميشه من ميگيم كارت با من يا بازيه يا بچه بازيه و يا داري سعي ميكني گناه رو به گردن من بياندازي

يعني اين افراد ميخواهند ديگران بهشون بگن اين بازي را بكن يا اگر خراب هم بشه بگه تقصير توست يا يك بچه اي هست كه حالا ميخواد زن بگيره همه خوشحال باشند به بچه بازي شبيه هست تا ازدواج بارها اين مسئله شده

دوستان من ولي براي مهمه الان توي سن بدونم اصلا ازدواج براي فرد مقابل من چه معنايي داره

توي ايران باز منو ببخشيد من ديديم طرف به عنوا ن يك مرد زن ميگيره ميزاره خونه

درست مانند اينكه ميروند يخچال ميخرند به كرات ديدم بارها از ديد اكثريت مردها زن يك كالاي ضروريست در خانه و بايد باشه

وقتي كسي با شما چنين نگاهي دارد معلومه كه زني كه ميخواهد بگيره چه شكلي و چه فرمي بايد باشه

تا اينكه بخواي با يك آدمي ازدواج كني كه دائم درگير يك نوع مكالمه و تامل و گفتگويي باشي كه از طريق اون خودت رو بسازي و بياي تا آينه اي براي وجود هم باشين براي همينه من هميشه ميگم و گفتم ازدواج براي من هميشه حكم يك آئينه داشت تا من خودمو توش كامل تمام قد ببينيم يعني من برام ازدواج براي من نويسنده اين وبلاگ آيينه اي بود كه من كاملا خودمو توش تونستم براي اولين بار ببينيم همه زشتيهايم و همه زيبايي و انعطافم وهنرم اين چيزي است كه ما ميخواهيم و اگر ما چشمانم را ببنديم همان هستيم كه هميشه توي زندگي تصور ميكنيم و بيرون اين دنيا روي زمين نيست و وجود ندارد  

Saturday, August 07, 2010

معتاد و اعتياد

در رابطه با اظهار نظر خانواده در رابطه با ازدواج فرزند و جهت ازدواج چه راهي باید طی كرد و چه بارها به کرات اشاره كردم و شاید نیاز به برگشت به گذشته نيست كه مادر و پدر بايد چگونه عمل كنند
اما من چيزي كه در ايران ميبينيم كولاك كرده معتاد مي باشد يكي شخصیت معتاد شخصيتي در رابطه با انسانها اينها كساني هستند كه از اینکه تنها باشند وحشت دارند و همیشه باید با يكي باشند و وقتی با يكي هستند اين مسئله تمام زندگي آنها را تحت شعاع قرار ميدهد و در رابطه اینها توقعات بسیار هم از خودشان دارند و هم ديگری و نوع ديگر اعتياد مواد مخدر چگونه است
اعتياد زمينه ارثي دارند ثابت شده بعضي  افرادي با خوردن اولين جرعه و يا اولين مستي ده برابر هر فرد ديگر لذتي و حالي كه به آنها ميدهد بيشتر است  اين مسئله تقريبا كمي بحث ميشود كه ژن الكلي بودن توي افراد هست در رابطه با ديگر مسائل در رابطه با مواد مخدر هم همینه  
توصيه من جدي هميشه اين است كه اينجورمواد رو يك بار هم نبايد امتحان كرد چون اولين پك به سيگار يا شما را شيفته ميكند يا حس ميكني ازش و تغيير حالت بدت مي آيد ولي زمينه ارثي است و تحقيقات در مغز نشون داده لايه هاي پاييني مغز اين لايه فعال هست و افراد رو سيگاري ميكند افرادي بوده اند سكته مغزي كردند اون تيكه كه آسيب ديده است ديگر ميلي به سيگار نداشتند ولو 40 سال سيگاري بودند
ما زمينه هاي مغزي و ژني داریم و متاسفانه آمادگی هم وجود داره ولي يك چیزی را من با توجه به محيط خودم و مكاني كه زندگي كردم و دوستانم بگم من تا به حال نديدم آدمي معتاد باشه و این شخص خجالتي نباشه من اكثريت افرادي كه ديديم معتاد بودند خجالتي هم بودند كه باز اين بر ميگرده به آسیب همون 14 تا 36 ماهگي كه همه خجالت ما از اون زمان توي شخصيت ما مي آيد
روزي كه من آسیب مي بینم و كمي هم حالت طلبكارانه واضطراب همراه ميشه خطر منو براي اعتياد بيشتر ميكنه
و مسئله ديگر اعتياد اينه وقتی ما در خانواده اين برامون نهادينه ميشه كه ما ديديم كه حل مشكل و نگراني تنها توسط يك جسم و چيز خارجی هست مثلا من گريه ميكردم بهم پستونك مي دانند يا من ميديديم تا مادرم يك مسئله مي شد ميرفت يك قرص ميخورد و يا پدرم ميخواست بگه خيلي ناراحته سيگا رميكشيد من نا خودآگاه ياد گرفتم كه با يك ناراحتي و مشکل و پديديه اي
 مي شه ناخوداگاه با يك وسيله در افتاد و رفع مشكل كرد.
و شكل ديگر افرادي هستند كه زمينه اي دارند از افسردگي كه آنها را آماده ميكند براي اعتياد اينها كلا بي انرژي و بيحال و كم حوصله هستند يا سر خوش هم هستند كه ميزنند يا ميخورند كه از اين حال تكون نخورند
چرا توي مجالس مشروب ميخورند توي ايران بارها ديديم و بي نهايت ديديم چون افراد
 مي خواهند حال يا شكل و حس ديگري پيدا كنند فردي كه 40 سالشه يك گيلاس دستشه هي مزه مزه ميكنه چرا اينكار رو ميكنه؟جز اين است كه مي خواهد اون حس عادي و طبيعي خودش را نداشته باشه و يك حس و احساس ديگر داشته باشه و يا ميخواهد از طريق اين مشروب حال ديگري داشته باشد و موسيقي براش معني ديگري پيدا كنه يا اين اجتماع و دخترها و رقص براش معني ديگري بده؟
ولي منو ببخشيد ما اين كارو توي مهموني ميكنيم كه رنج رو آنشب لا اقل نبريم درد نكشيم و امشب خودمون نباشيم و از خودم نفهمم كه حال كنم و اين زمينه جدي مي شود كه آدمها رو ميتونه به اين سو بكشه البته مي شه به اين موضوع اعتياد و معتاد به عنوان يك بيماري هم نگاه كرد
ولي خوب اينكه بگيم معتاد بيماره من موافق نيستم چون اين خوب مسئوليت رو از طرف دور ميكنه و ميگه خوب من بيمارم و ديگران بايد من درمان كنند و خوبم كنند
ولي من شخصا مسئوليت را گردن خود فرد ميزارم و ميخواهم خودش براي خودش يك كاري بكنه
در نتيجه واقعا اعتياد همانطور كه فردي در استعداد موسيقي و شعر  و تواناييهاي فردي متفاوتيم و كمه ولي در رابطه با اعتياد متاسفانه زياده يعني يك عده آدم هستند كه آماده هستند كه درگير شوند
مسئله ديگر به نظرمن در دسترس بودنه يعني در دسترس باشه شايعه تر هستش ولي در جوامعي كه مشروب بيشتر مي خورند ولي متاسفانه وقتي هم غير قانوني هست مسئله كه رو مي شود به نظر اين فرد سر تا پا تقصير و بيسواد ضررهاي و تبعات پنهاني اون صد برابر مي شود طوري كه الان حرفي كه هست و من ديديم خودم خوندم و اينو بعنوان پروژه ارائه دادم يك بار در آمريكا وقتي ويسكي ممنوع بود جنايت و فساد در رابطه با ويسكي خيلي زيادتر بود
وقتي هم كه قانوني شد معتاد زیادتر شد ولی جرم جنايتهاي آن از ميان رفت
در نتيجه مسئله اجتماعي اعتياد  مربوطه به مثلا علامت سيگار در كشور ما بعنوان كلاس و بزرگي بود وقتي من كمي جوانتر بودم  معمولا اين مسئله دست به دست هم میداد كه اين ماده بيشتر شيوع پيدا كند
منظور من اينه مجموعه مسائل بالا ميتونه ما رو معتاد كنه و وقتي بحث اجتماعی است ولی در مورد فرد بخصوص اگر نام ببريم شرایط خجالتی و پدر قرصی و اضطراب همه و هميشه يا تصور فرد از خداي خودش كه پدرش بود هميشه سيگار ميكشيد من هم بعنوان فرزند اینطور آماده تر هستم
شايد هم سبب اعتیاد نمیشه  ولی عادت میشه

و بر ميگردم از اينجا به يك سوال و پاسخ جدي خانمي كه به كرات براي من نوشته و همش در مورد گذشته در رابطه با فرد و شخص و كاري احساس همش در مورد گذشته حس گناه و وجدان درد دارد من از شما معذرت مي خواهم بارها خواستيد راه تماس پيدا كنيد ولي براي چندمين بار ميگويم من امكان نه تلفني صحبت كردن دارم و نه من در تخصص من اين است و نه كاري ميتوانم بكنم و نه چنین اجازه ای دارم من تنها و تنها عقيده خودم را ميگويم چون فكر ميكنم آزادي بيان عقيده دارم ولي با توجه به شرايط سفرم كه اين روزها مرا درگير كرده حتي فرصت نوشتن هم ندارم ولي جواب شما را بزاريد اينجا بدهم شايد جواب شخص ديگري هم باشد

ببين عزيز من تو تا زماني كه اين فكر گناه را داري در همين جهنم اين دنيا بارها و بارهاسوخته ميشوي و ميميري به هركه هر چه كردي بگذر. تا از آتش جهنم اين دنيا در امان باشي.
ببين من يك چيزي را قبول دارم و  خدم قبول ميكنم بارها گفتم ما ناقصيم خدا هم اين را ميگويد كه ما ناقص هستيم ما نه بديم نه غلطيم نه گناهكاريم نه كثيفيم نه نجس هستيم نه فاسديم و نه خوب

ما يك موجود ناقص هستيم كه بسوي كمال حركت ميكنيم و در اين مسير به سوي كمال ميتونيم تكميل شويم  من دنيا اومدم مادرم من رو با دختر همسايه مان فرستاد مدرسه چون من انساني بودم ناقص از لحاظ علم و آگاهي  من آموختم و رفتم ولي خوب كلاس اول رو كه خوندم تموم و تكميل كردم دوم رو خوندم و تكميل كردم من هيچ زمان سال اول و دوم را كامل نكردم ولي من تكميل كردم در هر مرحله عمرم من موجودي هستيم ناقص و ميخواهم به كمال برسم و در مراحلي تكميل ميشوم ولي كامل نمي شوم همان كه ما در انگليسي علما ميدانند بهش ميگوييم
 Self actualization
چرا بايد احساس گناه كني و هر روز خودتو محاكمه كني گناه در حق چي و كي؟
من زماني كه چيزي كه صلاح اخلاق و مسئوليت من هست انجام نميدهم اينجا بايد احساس گناه كنم و درد وجدان داشته باشم جرمي در كار نيست
جرم چيزيست كه من وقتي خلاف قانون است ميكنم و گناه چيزي است كه ما مطابق قانون خدا و وجدان اخلاقي انجام ميدهيم
پس گناهكار مسئله اش با خداست و وجدانش و مجرم گرفتاريش با قانون است
اين مسئله را خواستم تفكيك جرم را داشته باشم كه توضيح دادم
صد بار ميگويم انساني كه در بين 14 تا 36 ماهگي با مشكل مواجه ميشه مشكل شرم و خجالت داره ولي انساني كه بين 3 تا 6 سالگي آسيب ميبينه با مشكل سركوفت بد هستي و بد كردي مواجهه است يعني وقتي در بين 3 تا 6 سالگي درست در مورد فردعمل نشده ما موجوداتي  هستيم كه خودمون را حس ميكنيم كه كاري كه بايد بكنيم فكر ميكنيم نميكنيم
مسئله ما توي خيلي جاهات توي تاريخ اين است كه بيشتر مردم رشد بيشتر از 7 سال ندارند يعني
در مرحله اي هستيم كه ميدانيم كه ما موجود بدي هستيم و حس ميكنم و همش ميكنيم و كار بد كرده ايم.
بدي تو چيست كه بايد بد باشي و حس كني بدي تو به اين دنيا اومدي گناهت پس چيه؟
بزرگترين و شاهكاري كه من در عمرم در جمله شنيدم و توي همين اسلام هم من ديديم داريم اين است كه هيچ كس مجرم و گناه كار نيست مگر خلافش ثابت شود و واي بر تمام ما كه هيچ زمان اين نكته رو رعايت نكرديم و از خدا هم جلوتر رفتيم و خود را محقتر حس كرديم
پس تو كاري كه در گذشته كردي فقط يا اشتباه بوده يا درست و همين و تمام
ما خوب و بد هم نميكنيم ما اشتباه ميكنيم وقتی آهنگي رو اشتباه ميزنيم و جواب بد میدهم اشتباه است نه بد
شما در آن مورد فقط كار بد و اشتباه در حق اون فرد كرديد همين

Saturday, July 31, 2010

نظر به يك نامه و خواسته

من هميشه يك كاري كه توي زندگيم انجام ميدهم اين است كه اگر كاري اشتباه كردم بي ترديد حتما اينقدر مرد هستم و بودم بگم من اشتباه كردم و معذرت بخواهم تا به حال هيچ زمان نشده كه قبول كنم فردي هستم كامل و ميدانم و هميشه هم گفتم كه ناقص هستم پر خطا هستم و باز هم خطا خواهم كرتا امروز هميشه گول خوردم و گول خواهم خورد و من كلا شايد افتخارم اين است كه يك بزرگ گول خورم نه فردي كه گول ميزنم .
دوست عزيزي نظري و نامه اي در مورد من به دست من داد و من كمي با خودم فكر كردم و ديديم شايد توضيحي اينجا بدهم و اشاره اي داشته باشم و معذرت بخواهم از اشتباهي كه ميكردم كه فردي را با نظرات ديگران مي رنجاندم چون من هميشه فكر ميكردم من كه اهميتي نمي دهم بزار ديگران هر چرندي از من مي خواهند بنويسند اما من هميشه شايد در نظر نگرفته بودم كه فردي ديگري و افرادي رو چنان آزار دادم كه هم برايم عزيز بودند و هم هستند و اين عزيزان من روزها فكرشان درگير حرفهايي بود كه تنها برداشت افراد از زندگي روزمره ، آهنگي كه من گوش ميكردم بوده زندگي من هميشه در كليات يك جور بوده افراد چيزي ميدانند كه من بهشان گفتم و وقتي چيزي نگفتم خودشان با ذهن خلاق خودشان ميسازند اما مي خواستم به اين اشاره كنم كه خيلي گرفتار هستم ولي از اين به بعد قسمت نظرات رو طوري جلو ميبرم كه فيلترش بي نهايت بيشتر باشه ولي خوب پشت پرده تمام نظرات افراد را خودم ميخوانم ولي درست مانند ايميل شما هر حرفي كه بخواهيد به من ميتوانيد بزنيد من مي خوانم ولي ديگر نميزارم بالا بياييد كه ديگران بخوانند افراد قيمت اعصابشان براي من بيشتر از تمام وبلاگم است و كتابهايم است

شما ميتوانيد نظر خود را در مورد متن من بنويسيد ولي هر چه در مورد من حرفي خصوصي به من توهين ايميل و فحش داريد باز بزاريد من ميخونم اما نميزارم بالا بيايد كه ديگران نيز بخوانند من مطابق خواسته شما دلم خواست جواب ميدهم نخواستم جواب نميدهم خواستم به ايميل شما جواب ميدهم نخواستم نميدهم ولي ديگر متني كه من ببينيم در مورد افراد احساس آنها و اراجيف عده اي و خانم و آقاي كه مي آيد با كلام در مورد چيزي كه علم ندارد دهان خود را باز ميكند و مي خواهد مطابق و فرمت متن من عقده هاي خويش را خالي كنند يعني چي؟
اگر می خواهی بگویی این متن بد است بنویس بد است و استدلال کن که بد است تا از تو یاد بگیرم. تازه آیا تو بیشتر از من زندگی کرده‌ای که بخواهی به من درس زندگی بدهی؟ بیشتر از من جان کنده‌ای ؟.... دیگر چه بگویم؟ کدام جنبه از زندگی و کار نامه‌ات حجیم‌تر وپر بارتر از من بوده؟
من متني نوشته ام، به این چه ربطی دارد که اینطوری القا کنی که به فلان تصنيف و فرد دارد و منظورش تو بوده‌ای؟ ای بابا این تاسف برانگیز است. ممکن است زندگی من به قد نوشتهایم نباشد و نوشت‌هایم جلوتر اززندگی خصوصی‌ام باشد. امااین‌ها نباید باهم قاطی بشود ویک جاهایی مدال مطالعات من رااز سینه‌ام بکنی، تن من ودست‌های خودت را خونین کنی و منظره‌ای زشت بسازی
شما دنبال این می گردی که اسم هر كس در گذشته را کنار اسم من بگذاری تا شبهه خیانت را مطرح کنی. اینها کلک است ....شک ندارم این مطلب را نوشتی تا خودت را بزرگ کنی

عده اي مي آيند ميگويند با اين نوشته ها ما به زندگي خصوصي تو مشكوك مي شويم و ميخواهيم در مورد زندگي و موارد تو بدانيم اما عزيزان من این را با قطعیت می‌توان بگویم که دوست دختر و كسي كه من دوست دارم ، کسی که آن بالا دارد به من توهين ميكند نبوده است و نیست. عشق من كسي بوده و همان است که توی خانه و همه جا كنارم بوده نه فردي كه مينويسد به آن ادبيات من وي را نميشناسم

فردي اومده نظر داده كه (شما آقای شمس یک زندگی جنجالی داشته‌ای و این راباید بپذیری. شاید مثل خیلی‌ها زرنگ بودی که آب از آب تکان نخورد

به نظر اين بنده سر تا تقصيربه هر حال شما دچار عارضه دلتنگی شده‌ام. شايد شما قلب‌تان پوست پیازی شده و الا در زندگی روزمره‌ای که من می‌بینم، کسی تعابیری مثل «رفاقت» را تا این اندازه جدی نمی‌گیرد. سلام و احوالپرسی و احترام متقابل. راضی هم هستند. البته بدشان نمی‌آید اسم این رابطه را رفاقت خيلي نزدیک با من بگذارند، اما همه می‌دانند زیاد جدی نیست و کمبودی هم حس نمی‌کنند. انها هميشه در زندگي و رفاقت اجازه دارند از یکدیگر متوقع باشند. شما دچار این ضعف یا امتیاز هستید که به این عوالم خیلی حساس باشید، حساسیتی که تا امروز ابزارتان شده برای کارهایتان به هر حال شما تا پایان عمر به این حسرت خواری محکوم هستید
نه عزيز من اگر من آرش هستم ميدانم همه چیز ما بیرون خانه و با هم بود. پس هر آنچه بود در همان کوچه و اطراف بود. حالا اینجاست که رفاقت می‌شود بزرگترین حکم. یعنی وقتی زندگی می‌رود تو کوچه، اصل و زندگی تبدیل می‌شود به رابطه. رابطه با رفقا .رفقاي كه هر كس جور ديگر برداشتي از ما زندگي ما ميخواهد داشته باشد و از شنيده هاي ما و حتي سي دي و علاقه هاي ما
از من خنداندن ديگري بر نمي ايد طوري نيست خودم هم زياد نميخندم من ميدانم چه ميگويم و چه مي  نويسم و اينقدر در مورد تيراندازي به افراد با سخن مهارت كسب كرده ام كه كنون مي توانم در ميان توده اي از پرندگان كه آسمون رو سياه كردند طوري تيراندازي كنم كه به هيچ كدامشان نخورد دليل عدم مهارت من نيست ولي مي توانم طوري هم بنويسم كه اگر شليك كردم به هدف بنشيند و فقط پرنده من از سخن من احساس تير كند
این حرف‌ها نمی‌تواند به من کمک کند و متاسفانه گاه نظرات حالت عصبی و بی‌ادبانه پیدا می‌کند که ناشی از بی‌منطقی نویسندگانش است اما من سال‌هاست که بی‌ادبی‌ها را فراموش کرده‌ام. برخی از این منتقدهاي نظرات، در تاریکی ایستاده‌اند و در شرایطی که من در روشنایی‌ام، دارند با من حرف می‌زنند. همه چیز من را هم می‌دانند، گویی بغل من هستند اما من آنها را نمی‌شناسم پس اين چه بازي است كه من دارم با قسمت نظرات براي ديگران و نه خود پياده ميكنم
کسانی که من را دوست دارند، دوستم داشتند و پایم ایستاده‌اند ومن هم می‌فهمم که چه کسانی دوستم دارند و پایشان می‌ایستم. می‌دانید به نظرم من نمره 20 خودم را در زندگي گرفته ام بيشتر از اين سهم من نيست و نبوده من قدري كه ديگران خوشبخت بوده اند خوشبخت بوده ام و قدري كه ديگران درمانده من هم بوده ام واز هيچ كارم پشيمان نيستم و نبودم منت وقت و عمرم و پول هم به سر كسي ندارم من از دادن همين چيزها خوشبختي رو به دست آوردم ادمي كه منت اين چيزها رو توي رابطه ميگذارد هميشه درمانده تنها مي ماند

چون هنوز الفباي دوست داشتن را ياد نگرفته اند و اعتياد دو معتاد را سالها به هم و ترك اعتياد يكي در زماني با مواد فروش ديگر را به حساب شناخت خود از عشق و علاقه نزاريد عشق و دوست داشتن با اعتياد و داستان مواد فروش و معتاد چه 8 ساله و چه 10 ساله رابطه اش منت گذاشتن نيست ما كي ميخواهيم يكبار آب به صورتمان بزنيم و ببينيم از اين طرز زندگي آخه اگر چيزي در مي امد خوب يك طوري ميشد

اصلا نياز به تن و لوندي هم نيست اينقدر انسان موفق و و خانم ديديم كه بدون رفاقت در محيط كار به همه جا رسيدند كه حاضرم ليستشان كنم اراجيف رو هر بچه اي ميتواند بزند
خلاصه :نظر ميزاريد منت به سر من ميزاريد من ميخوانم از خط اول تا اخر ولي ديگر جنبه عمومي به آن نميدهم و كسي نميتونه نظر كس ديگر را بخواند جز من و تنها زماني چاپ مي شود كه تنها و تنها در مورد متن باشد ولو اينكه 3 تا نظر باشد مرا بس بقيه را تنها من ميخوانم تا عزيزم آزرده  نشود

Monday, July 26, 2010

You are always on my mind

 نميدونم چراكمي روي مود خوب نيستم ولي نميدونم چيزي مينويسم شايد حرفهايي باشه و جوابي
من در رابطه با محبت و جبران و توقع باشد و اينكه حتي خودم سالهاست واقعا چطور عمل كردم
من اگر كسي بهم محبت ميكنه هميشه در صدصد جبران بودم و هستم
ولي اگر كسي روزي محبتي ميكنه و انتظار جبران داره ديگه اسمش محبت نيست و اسمش معامله هست
من اگر كسي به من محبتي كرده هميشه وظيفه اخلاقي و انساني من اينه كه جبران كنم آن را بياموزم محبت ديگران رو شما رو به ديگران بگم و اين محبت را بعنوان كار خوبي كه انجام شده در مورد ديگران اعمال كنم
ولي اينكه من به كسي محبتي كردم يا ميكنيد و منتظر باشيد كه براي شما يك كاري بكنند اسمش هست معامله و باز كردن حساب هيچ عيب و ايرادي هم نداره كه انتظار جبران داشته باشم من 5 تومن ميدهم و ميگم فردا اين 5 تومن رو به من پس بدهيد خوب البته اسمش معامله است ولي اگر من 5 تومن به شما كمك كردم كه هميشه ميكنم من ديگر توي عمرم تا كنون انتظار جبران نه از كسي و نه شما نه حتي خداي جهان و جهانيان ميتونم داشته باشم
ما اگر انتظار محبت و جبران داشتيم اسمش ديگه محبت نيست اسمش هست نان قرض دادن معامله و بايد بدانيد كه ديگه دوستانه برخورد كردن نيست خصمانه هم البته نيست ولي معامله هست با مشخصات معامله  ما نند خريد از مغازه اگر شما 100 تومن بدهيد ولي 50 تومن جنس برداشته باشيد خوب ميدانيد كه چي ميشود 50 تومن بر ميگردانند و در مقابل 50 تومن هم كالا ميگيريم
براي همين كساني كه در زندگي چه در ارتباط با دوست دخترشان و حتي بچه هايشان و خانواده انتظار بازگشت و برگشت دارند هر چه كه باشه  اسمش معامله هست
براي من هميشه و هميشه معني دوستي و كار خوب اگر براي دوستم كردم تنها بخاطر اينكه خوبه ميكنم چون تنها به خودم نشون بدهم كه خدا رو شكر توان و قدرت اين رو دارم كه يك كار خوب براي فردي كه دوستش دارم بكنم و كردم و خريديم هيچ زمان هم توقع تشكر هم نداشتم و كسي نديده حتي به زبان بيارم كردم ولو اينكه درش رنج باشه
چون معني عشق و دوستي و ايثار همينه تنها همينه
چون از طريق يك كار خوب كه تو رو خوشحال كرده اين من بودم كه بهره بردم يعني روزي كه من عضله و ماهيچه هاي بدنم را حركت بدهم اين من هستم كه قوي ميشوم
روزي كه چيزي كه جنبه خوب داره آگاهي و علمم را به كسي ميدهم محبت و عشقم را به كسي ميدهم نظر و راهنمايي خودمون را به كسي ميدهيم اين ما هستيم كه قويتر ميشويم اصلا بهترين طريقه ياد گيري ياد دادن هست
بيشترين زماني كه محبت داشتم زماني بود كه محبت بيشتري خرج كردم دقيقا همانند شرط داشتن عضله قوي كار با اون عضله است
براي من اين واقعيت خلقت است من هميشه سپاسگزار افرادي هستم كه گذاشتند بهشون محبت كنم و به من فرصت دادند
هيچ زمان به ياد ندارم از اين وسيله به عنوان بازي و دون پاشيدن و دام گستردن استفاده كرده باشم چون وقتي كسي اينطور ما رو دعوت ميكنه بي ترديد مشخصا انتظاري داره و خوب وقتي هم انتظاراتم بر آورده نشد بگم به من نامهرباني كردي
توي ايران ميبينم شخص رنج ميبره دو سه روز حالش بده بعدش يكي رو دعوت ميكنه خونه اش كه نميخواد
بعدش شب تمام مدتي كه وي اونجاست احساس خوبي نداره كه مبادا چيزي خراب بشه و تازه فردا همش منتظر تلفن هستن كه ببينيد چي گفتيد اين رابطه معلومه كه من اگر اينطوري هستم فردي گرفتار و بيمار هستم كه مبتني بر عادت كاري رو ميكنم يا آدمي هستم كه برنامه هاي ديگري دارم يا از سر بيكاري و بيچارگي كه كسي بايد خونه ام بياد و بره اين كارو رو ميكنم
ولي اگر ما كسي رو دوست داريم و ميخواهيم با اون آدم باشيم و ايام خوب و خوشي داشته باشيم آدم با اشتياق ميخره و ميپزه و آن ايام خوبه و اميد دارم كه اون احساس خوبي داشته باشه چون من چنين حسي رو دوست دارم اما اين ديدي و بازديدهايي كه به زور مخصوصا در زمان عيد مياد و ميره ابدا نميدونم برام جالب نيست توي ايران برام جالبه محبت و مهموني اينه مي نشينند ميبينند اگر به ما دو تا خورشت دادند ما هم دفعه ديگه دو تا ميديم رفتيم به ما اعتنا نكردند ما هم اعتنا نميكنيم  بدانيم كه اسم اينها نه دوستي هست و نه عشق اسمش معامله هست توي بازار هم هست ببينيد هيچ عيب و ايرادي هم نداره من اينو بارها تكرار ميكنم اما اسمش محبت نيست
ببينيد اين مشكل نيست كه كسي رو روي حساب دعوت كنيد به هواي انتظار مخصوص خودش موردي نيست اما مثل تبليغه بايد قبول كنيد شايد جواب نده
صد بار گفتم من در دوستي و عشق هميشه ورشكسته هستم داستان انسان ورشكسته بايد گربه زبونش رو بخوره طلبكار كه نبايد باشه چون هر چي داره ميده و حاضره بده و انتظاري هم نداره چيزي بگيره و تصور من اين بود كه اين چيزها است كه زندگي رو ميسازه
من براي كساني كه دوست داشتم كاري نكردم ولي هر كار كمي كه توانستم انجام دادم ولي هرگز از هيچ كدامشان توقع نداشتم كلمه اي به خوبي به من بگويند من اينطور زندگي كردم اينطوري است كه مي بينيد ميشنوم و سكوت ميكنم هيچ انتظاري ندارم و نداشتم آدمي كه انتظار نداره زبون نداره كه چيزي بگه
باز هم ميگم هيچ انتظاري ندارم هيچ اينقدر هم اين جمله رو روز به روز ميگم كه ديگه توش بازي هم نباشه
حتي اگربگم من از بچه ام مراقبت ميكنم كه من پير شدم از من مراقبت كنه اسمش چيه اسمش هست سرمايه گذاري مگه توي بانك چه كار ميكنيم اسمش محبت نيست.
چون من از كسي توقع ندارم وقتي ميبينم چه ميگويند وچه در مورد من فكر ميكنند هرگز اذيت نشدم هرگز ناراحت هم نشدم
ولي كجا و كدوم محيطها اين انتظارت زياده باور كنيد از جهانگردي به خاطر خوش شانسي كردن ديديم در جوامعي كه مردم كم دارند و نگران هستند و در جاهايي و كشورهاي كه بنا به دلايلي كه مردم نميتوانند متكي به خودشان باشند و انچه كه مي خواستند بنا بر سيستم بوده روابط هميشه  بر پايه معامله بود
همش توي ايران روابط حتي دوست دختر پسري بقدر بچه گانه در مورد ان سخن گفته ميشه كه فردي از زماني كه با يكي هست ميبيند حساب وا كرده ميگه من چقدر وقت گذاشتم من چقدر نشستم من چه كار كردم من چقدر عمرم رو براش هدر كردم و ظاهرا اسمش دوستي است ولي وقتي حرف از گذاشتن و وقت هدر كردن گرانقدر مي آيد كه صرف اين شد كه صيف چه پوشم و شتا چه ميبيند كه همه چيز از اون شكل رمانتيك خودش به ما اين پيام رو ميده كه پشتش حساب و كتاب بوده و اين ديگر نه زمان خودش چه اگاهانه چه نا اگاهانه محبت نبوده بلكه نشون ميدهد اصل بر پايه حساب و كتاب بوده
من توي دوستيم منت وقت  هيچ زمان ندارم من از تمام وجودم هميشه مايه ميزارم و گذاشتم و انتظاري غير از اين نداشتم و هميشه هم  همينطوربودم شما چرا منت كارهاي مرا به سر ديگران ميگذاريد
اين خوبه كه بشنوم دوستانم به من فرصت دادند وقت دادند بدون منت كه من محبتم را ابراز كنم چه اشكالي دارد من هميشه ميتوان هميشه سپاسگزار باشم كه به من كسي فرصت دوست داشتن داد لياقتش را داشتن و نداشتن بزاريد به وجدانمان ولي فرصتي كه به ما ميدهند خدمتي نيز بود كه ما به ديگران ميكنيم دقيقا مانند يك مادر در ارتباط با فرزند چه ميكند همه چيز رو در اختيار بچه ميزارد وقت نيرو فكر و انرژي رواني حالا اين محبت رو از طريق مادري ميكند خودش نيز باهش رشد ميكند و فرزند سالم نيز بار مي آورد كه به همه محبت ميكند و نه  حتي جبران دارد
ولي من روزي اگر فرزندي داشتم يا دوست پسري داشتم كه حسابي براش باز كردم و همش به صورت طلبكار باهش صحبت ميكردم و گفتم حيف وقتي كه براي وي گذاشتم را دائم مطرح بكنم خوب اونهم حساب كتاب ميكنه كه به من بايد پاسخ بده يا نده و خوب دلش نخواد پاسخ نميده زبونش رو كي برده نميدونم ولي آن كه دوست پسر من با من چه ميكنه موضوع منه ولي انكه من بعنوا ن دوست دختر چه كردم جاي سوال ومسئله فرد است كه بايد بماند
بنابراين شما اگر من مدعي دوستي با كسي بودم و هستم به وي مهر و محبت كردم اون ،اون مهر و محبت را جواب داد داد، هر دو بهرمند مي شويم و اين لذتي هست كه خودمون ميبريم
جدا اين امروز آدم سالم از لحاظ علمي آدمي هست كه نياز ديگري را بر آورده ميكنه البته نه به معناي خاص
من بر اساس نيازم به كسي  ابدا محبت و علاقه نشون ندادم و نميدهم
توي جوامعي كه مردم تا يكي مرد همه ميريزند تا يكي افتاد همه يورش ميبرند و ابراز علاقه و گريه ميكنند از مهربونيه؟نه  جان شما از وحشته از هراس اينكه به سر خودشون بياد روزي كه عزيزي رو ما از دست ميدهيم من ميايم سراغ شما يا شما مي ايئد يعني چي در اين جوامع؟يعني روزي كه من اين مسئله برايم پيش اومد بيا سراغم اينها بهش ميگويند همانند سازي يا فرافكني
زندگي در اينجا ايران گاهي ناراحتم ميكنه وقتي ميبينيم  زندگي هول مرده ها ميچرخه نه زنده ها
من كسي كه با من رابطه معامله اي داشته باشه اصلا مشكل هم ندارم و ناراحتم هم نميكنه  و كسي كه ادعاي محبت و دوستي با من داره من تنها و تنها ازش يكطرفه ميخوام
تفاوته محبت بدون انتظار و قبول محبت با انتظار
من هيچ زمان نميايم اينجا به كسي باد به گردنم بيا ندازم بگم براي كسي زندگي پول وقت گذاشتم چون من مدعي هستم من مهرباني كردم و ميدانم چه كردم و منتي نيست من پاداشم را همانجا هم گرفتم و بهش رسيدم ديگه تمام
اما فردي كه دانه مي پاشه رنج برده و با كسي بوده  كه دوست نداشته ،ميگه گذشت كردم و فداكاري كردم وقت دادم و فرصت دادم منظورش به شما اين است جايي كه درماندتر هستم و ناتوانتر كسي به كمكم بياد يا باور كرده كه در اين دنيا و ان دنيا خدا به چنين فردي پاداش ميدهد و غير مستقيم به ما اين پيام رو ميدهند كه من فردي طماع هستم كه يك دلار خرج كرده بودم و يا وقت صرف كردم كه قيمت فراواني داشت كه بعدا 100 دلار فرد در اين دنيا يا اون دنيا خدا بهم بده من متعجبم از بعضي سخنها و براي همينه كه اين افراد هيچ زمان ارزش مهرباني ندارند و فايده اي هم نداره و متاسفانه اين آدمها زود متوجه مي شوند نه كسي اونها رو دوست داره نه واقعا كسي با اونها كار داره
مهم اينه كه من كاري كه دوست داشتم انجام دادم و كاري كه درست بوده انجام دادم و كاري كه خوب بود كردم
روزي كه كسي بدي كرد من كاري با وي ندارم چون چرا بايد من، بدي رو تشويق كنم و پرو بال بدم ما در ايران مردماني مهرباني نيستيم ما داد و ستادهامون حساب شده است و چون رنج ميبريم بخاطر ديگران فكر ميكنيم خوبيم



Friday, July 23, 2010

قند عسلم

ببينيد هميشه آدمي مهربون هست كه اول با خودش مهربون باشه ما وقتي مردم رو دوست داريم كه خودمون را دوست بداريم و تازه مردم را خوب بدونيم وقتي ما توي زندگي مردم را خوب بدونيم ترسي از بيان نظر و عقيده و صحبت كردن نخواهيم داشت وقتي من احساسم را از شما پنهان مي كنم و احساسم را نمي گم اصلا دليل اين نيست من شما رو دوست ندارم علتش اينه كه من از شما مي ترسم چرا يك فرد از كس ديگه مي ترسه چون شما بدي
اگر روزي هم كسي به شما اومد گفت من خواهر و مادرم و پدرم را دوست ندارم اينجا ما بايد بدانيم منظور فرد كار آنهاست نه خودشون چون وقتي به كسي ميگي دوستش ندارم يعني اونها نيستند ولي وقتي هستند منظور همونه كه من ميگم
من توي گفتن نظرم در جاش نگراني ندارم چون فردي كه در بيان احساسات و حرف در مورد خودش مشكل و پته پته ميكنه علتش اينه كه از بس خودش رو كنترل مي كنه كه اينو بايد گفت اينو نبايد گفت و تازه مادرها لبخند ميزنند و مي گن خجالتي كه همين كنترل همون مادره و پدره كه هي مي گن آن جوري بايد گفت اينجوري نبايد گفت مردم اينجوري مي فهمند و غيره
در حاليكه ما هميشه لازم نيست همه چي حدشو واسه ديگران بگيم توضيح بدهيم مثلا براي اينكه مي گم پول بگم منظور از پول چيه يا چه حد منظورمه ما بايد يك كلياتي رو در نظر بگيريم و فرض هم بر اين باشه كه تمام مردم هم ميفهمند و حالا قضاوت مسئله ديگريست به عهده ديگران

روزي چندين نامه چندين نظر مي آيد كه بيا در رابطه با قسمت نظر خواهي جواب خانم و آقا رو بده بيا بزن تو دهنش بيا بگو تو با مني بيا بهشون بگو تو كي رو دوست داري يا نداري بيا يك چيزي بگو
من قصد توهين به هيچ كدوم ندارم افرادي كه نظراتشون را ميگذارند تنها و تنها نظر شخصي و عقيده خودشون هست و من صد بار گفتم دوست ندارم دخالتي بكنم و خودم رو قاطي بكنم هيچ تمايلي هم ندارم بيام خودم حتي يك نصف خط و حتي يك نقطه بزارم البته ايمان داشته باشيد تمام قسمت نظرات و نوشته ها حتي اين اطمينان رو دارم و به شما ميدهم كه ترجمه ميشه و در اختيار ديگران هم قرار ميگيره ولي بزاريد من به شما علت دخالت نكردن خودم رو از عقيده خودم بگم
من ابدا دچار اين توهم نيستم و نبودم كه ديگران خيلي مهم هستند و من فرد مهمي نيستم
من دليلي نميبينم خودم را براي ديگران احساسم و حسم را براي ديگران توضيح و توجيح كنم نه من در حد ضرورت اين كار را دلم بخواد ميكنم شايد به من اصلا اعتنا هم نكنند فهميدند فهميدند نفهميدند هم كه نمي فهمند اين مشكل من نيست
حالا دوستداران من اومد كسي يك نظر تند و بد در مورد من داشت دارند كه دارند
من كه صبح تا غروب نمي تونم دنبال همه بيافتم ديگران رو تصيح كنم كه بگم منظورم چيه و منظور تو چي بود
من ميام يك چيزي مي نويسم دهها نفر دوست دارند موضوع اينطور طرح بشه و مطرح بشه اينجوري گفته بشه اينو اشاره كنم آخه اينطوري كه نميشه من نميتونم ببينيم هر كسي چي رو درست و غلط ميدونه و چي رو دوست داره بشنوه
ببينيد به اين نكته من كاملا توجه كنيد "روزي كه آدمها دنبال بهانه ميگردند حرف و بهانه رو شك نداشته باشيد پيدا ميكنند ولي اين مربوط به نقطه نظرات اونهاست و شكل خاص زندگي هست كه آنها ميكنند كه به ما اينجور نگاه ميكنند بايد اين داستانها رو رها كرد و ببينيد درست و خوبش چيه من اگر چيز درست مي نويسم و كار اشتباهي نكردم فردي فكر ميكنه من گنهي كردم بزاريد فكر كنه ابدا من اصراري ندارم صحبتي بكنم علتش را دليلش را هم به عهده گربه بزاريد "
فراموش نكنيد فردي اومد گفت و بارها تكرار كرد من انسان باهوشي هستم در صورتيكه همه ايمان دارند من خودم اصلا به اين مسئله معتقد نيستم و شما هم اگر مرا ميشناسيد ميدانيد كه بارها گفتم  ولي عزيز من بزاريد به شما بگويم آدم باهوش اگر شما به آن معتقد هستيد كه من هستم اين است و بايد قبول كنيم هوش به من ميگويد "از ديگران انتظاري داشته باش متناسب با آنچه هستند " يك فرد باهوش كه اگر من هستم بيشتر نبايد از افراد كه انتظار مهر و محبت داشته باشم
من توي زندگيم كمال پرست و بي نقص پرستي نداشتم كه هميشه اينقدر نگران باشم كه كارهايم و حرفهايم را درست انجام دهم  كه هيچ كس به كار من اعترض نتونه بكنه كي به شما توي مغز شما كرده من بايد همنشين فلان دكتر يا فلان دختر كارخانه دار بايد باشم و وقتي من ميگويم آدم درست حسابي ميگوئيد چي پسر فلان كارخانه فلاني هم اونجا هست يا بود برم همنشين كي بشم  كه همه بگن چيه و شناخت اونها ازمن چيه و من و كارم سطح بالاست؟ نه جايگاه من مال منه.حرفت حسرته جونم من با كسي بايد باشم و قراره باشم كه خودم دوست دارم نه شما متناسب براي من ميدانستيد وقتي اينجوري با كمال گرايي و نگاه ديگران با اون مقياس انتخاب كنم هر وقت انتخابي دارم توش ناراحتم و احساس بدي خواهم داشت و هيچ زمان هم آنطور كه بايد نميتونم باشم و چون تمام انرژي و كارم را روي يك مسئله ميزارم به هيچ كار ديگه نميرسم  چون ميخواهم كمال رو داشته باشم ،بزاريد براتون همانند سازي بكنم من نميتونم خونه ام و اتاقم را خوب و خيلي خوب تميز كنم چون اگر اين كار روبكنم ميشه روزي 6 ساعت بعدش بيام درسهايم رو هم خيلي خيلي خوب بخونم بشه 10 ساعت ميشه بگيد چي موند؟من دقت كنم كه همش كمال پرست باشم چي ميمونه همش بيام ببينيم و تلاش كنم ببينيم چي مينويسم و دقت كنم چي بنويسم به حسن و حسين بر نخوره  ميشه زندگي كه هيچيش نموند من قراره خونه ام رو تميز كنم درسم رو بخونم و سر كار هم برم كتاب بخونم تلويزيون نگاه كنم و پستم رو هم بنويسم خوب عزيز دانشمند من بايد همه اين كارها رو ناقص بكنم نه كامل كامل و هيچ عيبي هم نداره افرادي كه بيش از اندازه توي اين موارد وسواس داريد به هيچ كارشون كامل نميرسند و در انتها هميشه ناراحت و نگران هستند و از پا در مي آيند از من قبول كنيد ما و من ناقص هستيم و همه كارهامون هم ناقص هست و از قديم ميگويند كار كامل رو كي كرده ؟هيچكس نكرده(من اينطوري ميگم)
من تنها كوشش ميكنم با واقعيت بيني و تقسيم كار و انرژي بيشترين سود را ببريم و كمترين هزينه رو بكنم
هدف ما بهترين را داشتن ميتواند باشد ولي خوب چيزي كه بايد 30 دقيقه باشه من بايد 15 دقيقه انجام بدهم چون وقت ندارم من غذايم را ميتونم 20 دقيقه بخورم ولي مجبورم 10 دقيقه بخورم وقت ندارم درسي كه بايد 6 ساعت وقت براش بزارم وقت ندارم 4 ساعته ميخونم  خونه اي كه بايد 1 ساعت وقت جمع و جورش بزارم من 15 دقيقه ميكنم عزيز من زندگي هميشه اينه چون هميشه من اينو توي زندگيم ميدونم رسيدگي به يك كار منو محروم ميكنه از يك كار ديگه و تا زماني كه اينها رو توي ذهنمون تصيح نكنيم و اين پيام را بخودمون نديم كه مثل من هر روز به خودم ميگم من موجودي ناقص هستم كه انتخابهايم ناقص و كارهايم ناقص انجام خواهم داد و متاسفانه اين ناقص هميشه سر جاشه حالا چه گربه زبونش رو بخوره چه ديگران وي را بي عرضه خطاب كنند من تنها كوشش ميكنم هر دفعه از دفعه قبل يك كمي كاملتر كارم را بكنم و در عين حال توازون و بالانس رو توي زندگيم داشته باشم
به خوابم برسم به تغذيه ام برسم به مطالعه ام برسم به دوستانم برسم پستم را بنويسم و تلويزيونم رو هم نگاه كنم
وقتي من همه اين كارها رو ميخواهم بكنم امكان نداره همش رو تا حدي بكنم كه مطلوب و مناسب باشه ما نميتوانيم همه كار را به صورت كامل انجام دهيم
وآدمي كه خودش رو خوب نميشناسه و نميدونه چطوري به خودش اجازه بايد بده بره دنبال نظر و فكر ديگران كه حالشون خوبه يا بده؟
ما چرا از ديگران گله ميكنيم كه ما رو نمي فهمند؟چرا گله ميكنيد بي عرضه هستند و جواب فلاني را نميدهي؟آيا شما خودتان حرف خودتان را ميفهميد؟من اگر به شما بگم من اصلا حتي نظرات شما رو نمي فهمم و بايد از راه و طرق نجومي فهميد باور ميكنيد؟ چطور توقع داريدمن حرف شما را بفهمم و عمل كنم اين مسائل همش شعاره يعني چي من منظور ديگران را نميفهمم يعني امروز جمعه هست من نميفهمم؟ يعني چي نميفهمم؟مثال بزنيد برام. يعني من اون ته بدجنسي و احساس ديگران رو نمي فهمم؟ از طرف من ايمان داشته باشيد هيچ كس و هيچ كس احساس فرد ديگر را آنچه كه هست نمي فهمه چرا ميخواهيد اگر فردي در شبي احساسي داشت شما بگيد بد بود
من بايد احساس خودم رو بدونم ولي ما هم از خودمون  نميدونيم
وقتي از ايران ميرم و وقتي ازخارج بر ميگردم يا از اين كشور وارد اون كشور ميشم ناگهان به خودم ميگم واي چه احساسي در رابطه با اينجا داشتم ما اشتياق داريم به كسي برسيم و ببينيمش وقتي دو دقيقه ميرسيم ميگيم بيخودي من بهش رسيدم .احساس ما رو درك نميكنند و نميفهمند همش همينه ما خودمون احساس خودمون را نميدانيم 

Tuesday, July 20, 2010

ما بلديم

هميشه دلم ميخواد در مورد روابط و كاري كه پدر مادر ما در ايران با ما ميكنند بنويسم هميشه واقعا در اين مورد چون من دو سيستم خارج از ايران و داخل رو ميبينم دلم ميخواهد بنويسم واقعا مهم نيست در اين موارد چه ميگويند فقط و فقط خواسته من اينه شايد يك جمله  به يك مادر و پدري كه همه كارهايشان كوركورانه است و هيچ زمان نميخوانند شايد بفهمند كه كارشان چه بوده كمك كند.
ما معمولا در رابطمون با آدمها چند نوع ديد به دنيا نگاه ميكنيم اولين نگاه اينكه من ميبينم عده اي دنيا رو يك دروغ و يك فريب بزرگ ميبينند و تنها دنياي ميبينند كه همه چه در سر كار و چه عاطفي وي عشقي تنهاهمه دارند كلاه سر هم ميگذارند و دورغ بهم ميگوين همه از هم سواستفاده مي خواهند بكنند تاخير كني زرنگ نباشي كلاه كه سرت گذاشتند هيچ سرت و گردنتو هم ور ميدارند ميبرند پس من بايد در برابر همه زرنگ باشم.حتي فرزندم و جون خودم همه كلكها رو به مادرم زدم سرم ديگه كلاه نميره و دخترم امكان نداره به من دروغ و كلك بزنه چون من تمام كلكهاي ممكن رو زدم به مادرم

نگاه دوم : نگاه بعدي كه خوب من خيلي ديديم مرسوم هست دنيا محل تجارت هست من چند تومن ميدهم شما يك چيزي به من ميدهيد و اگر زياد بدم شما چند تومني به من ميدهيد و حتي مثلا بعنوان مثال پدر و مادر فكر ميكنند فرزندشون درسش سرمايه گذاري هست و سرمايه هست درس نخونه خوب پول نميديم مثلا من ديديم بچه اي درس نميخونه دخترم كار نمي كنه ولي علت شايد من مادر و پدر باشم اما حالا ميايم بهش پول هم نميدهم مياد معتاد هم ميشه حالا در صورتيكه علت و مشكل من پدر يا مادر هستم يعني تجارت ميائيم ميكنم  حتي بروي درس بچه ام و معتقدم براي سيگار و قيليون و تفريحش ديگه پول نميدم اما  از مادر بايد بپرسم براي سرطانش چطور؟چرا ما پدر و مادرها فكر نميكنيم سيگار كشيدن افراد بخاطر مريضي انهاست كه ما مسبب هستيم و او بچه ما هست و جالبه ما پدر و مادر چرا فكر نميكنيم بعضي وقتها اين مريضي رو من مادر بوجود آوردم و من باعث شدم دخترم سيستم عصبيش از هم بپاشه نگاه پدر و مادرها منو ببخشيد خيلي نگاه بسته اي است يعني ما هيچ وقت نميتونيم با اين نگاهها به چشم پدر و مادري نگاه كنيم
مادري و پدري كه همش بايد و نبايد ميكنه همش حس مالكيت رو داره و از بس اين پدر و مادرها نكني اينطور ميشه واونطور ميشه ميكنند صد هزار بار گفتم اينكارها مانند اينه يك بچه و دختر سالم بوده اما مادر پدر چشماش رو در آوردن حالا اين بچه به در و ديوار ميخوره اينها ميگن حالا كه به در و ديوار ميخوره پول اين خسارتها و زخمها رو من نميدهم؟اگر چيزي رو شكست من پولش رو نميدهم؟

عجيبه پدري كه كار آزاد ميكنه و حقوقش رو هم داره به دخترش بگه من پول چسان فسان نميدهم؟پدر خوبم بزار بهت بگم منو بايد ببخشي كي گفته اين پولها مال توست؟ شما توي تجارت وقتي پولي در مياري از بازار در مياري و اين پول اصلا مال تو نيست مال خانواده توست جالب بود توي خارج خودتو ميكشتي بعدش نصف پولو ميگرفتند ميدادند زنت . تازه خودتو كشتي در آوردي
 بدبختي پدر و مادرهاي ما اين بود ميگفتند چون اين پول رو من در آوردم من مالكم و من تصميم ميگيرم پدر و مادرم منو ببخش ميدونم كلمات من اصلا جالب نيست و تلخه اما تو اين بچه رو بدنيا آوردي پس پول مال اون هم هست مادر خوبم تو نميتوني حتي توي يك دنياي آزاد بگي من پول اينو ميدم پول اينو نميدم.

دوستي داشتم سيگار ميكشيد و تنها شخصي بود كه توي دنيا مي توانست توي اتاق من و توي ماشين من سيگار بكشه همه به من ميگفتند تو چرا ميزاري توي ماشينت سيگار بكشه من ميگفتم چون اينقدر اعصابش داغون و خرد وخميره كه اين سالم ترين و كمترين كاري هست كه اين بشر ميتونه بكنه هميشه اينو ميگفتم هميشه بعضي وقتها سيگارش رو من خودم ميخريديم وقتي سيگارنداشت ومي خواست اما واقعا اين كمترين كاري و سالمترين كاري بود كه ميكرد و الا توي اون شرايط بايد خيلي بدتر عمل ميكرد

بعضي وقتها دنيا و مادر پدر چنين به سر بچه ميارن كاري نداره بياييد بررسي كنيم كه سالمترين كار براي اون فرد همين سيگار كشيدنه من ابدا اصلا تائيد نميكنم هيچ نوعي الكلي و دودي رو، همه ميگن من همه كار ميكنم اما نديدي بگويند ما شنيديم دور رو بر الكل و دود رفت اين ديدگاه منه.

فردي من ميشناختم وقتي ناراحت بود الكل ميخورد خيلي هم ميخورد چندين بار من با حالت بسيار بد بعلت درگيري زندگي از يك مكان درش آوردم چون هميشه در حالت بد مستي دوستانش وي را سيخ ميكردند كه بگو بياد وي هميشه پاتيل بود و مادرش وقتي ميرسوندمش خونه نفرين ميكردش من يك بار گفتم ببين اين نتيجه پرورش توست و بهش ياد آوري كردم و مادر و امثال اين مادر بايد بدونند مانند اينه كه زده پاي بچه رو شكسته حالا چوب زده زير بغلش  راه ميره و بهش ميگيد خجالت بكش مردم ميخندند و چي مي گويند بزارش زمين من نميگم اون كار بدي كرد همه بگيد تقصير من مادره اصلا.اظهار بيگناهي كردن اينجا اوج بي مسئوليتي ماست

من ميگم ما قراره بعنوان فقط ميتوانيم مادري و پدري خودمون رو داشته باشيم نه بعنوان يك نيروتنبيه كننده حركت و نقش آفريني كنيم من نمي گم  فرزندي كه الكل خورد پدرش نبايد چيزي بگه و كاري بكنه اما ما بعنوان يك پدر و مادر نبايد درون اون استدلالهاي بشويم كه پول بهش نميدم سيگار و قيليون نره چون اون رابطه معامله هست نه پدري و نه مادري اون اين پيام رو توي خانواده هاي ايراني ميده كه من براي بچه ام اين كارها رو ميكنم اون بايد اينكارها رو بكنه اين مادري يا پدري نيست كه من 10 تومن ميدم يك ساعت اينطوري خوب باش و برام كار كن و اگر بگي نيمساعت ميتونم بگم نميدم

عرض من اينه مجازات بچه بد با قطع مسائل مالي و مادي تنها  توي بازار درسته توي بازار من ميفهمم درسته حتي توي ازدواج بگيد من آدم معامله اي هستم و 5 تومن بدم 5 تومن ميگيرم اگر يك روز به مادرت احترام
 گذ اشتم بايد به مادرم احترام بزاري مهموني مادرت اومدم تو هم ميايي كاري كه من ديديم همه دختر پسرها و زن و شوهرها ميكنند

بچه هم كه مياريم همينطوريه البته متاسفانه بايد بگم بچه چون خودش نمي خواهد بياد و درخواست نداده و قراردادي هم نداره متاسفانه شما نميتواند مانند ازدواج بگيد عزيز من پدر و مادري هستيم قراردادي چون امضا و قراردادي نيست ولي اين انتخاب من و شماست كه اين بچه بياد

براي من هميشه و هميشه مشكل فرزند من مشكل چشم و دست منه اينو توجه كنيد ما هيچوقت نميتوانيم نسبت به چشم و دستمان بي تفاوت باشيم من ميبينيم پدر و مادر دخترشون رو غير خودشون ميگيرند در حاليكه پسر و دختر شما پاي شماست حالا فرض كن پايت درد ميكنه ،پا زخمه،پا كثيفه،چيكارش ميكني مادرم و پدرم؟

تنبيه ميكني؟مشت بهش ميزني؟فحشش ميدي؟بهش ميگي از اين بدن برو تهران هر كار ميخواي بكن؟

شما قراره كمكش كني كي به بچه شما از شما نزديكتر بايد باشه؟

ما هميشه تنها باتنبيه و كنترل و تشر فقط و فقط بيمار پرورانديم نگاه كنيد 900 سال قبل 90% مردم خل و چل و ديوانه بودند معذرت ميخواهم تاريخ رو عقب بردم به كسي بر نخوره

كتابهاي كه من ميبينم بعضيها او زمان نوشتند من وقتي با ديدي تحليلي نگاه ميكنم ميبينم چقدر اشكال دارند

من البته براي زمان خودش نميگم براي دنياي امروز ميگم.پس از ترس و تنبيه و كنترل فقط بيمار تربيت ميكنيم

ما بايد بگيم من بچه اي رو بدنيا اوردم خوب اين انتخاب من بوده بزاريد از همون مثالهاي ساده بزنم شما نميتوانيد يك ماشين رو سوار شويد وسط راه بگيد اي بابا من خسته شدم پشت فرمون ميخوام بخوابم ول ميكنم دراز ميكشم نه عزيز اين مسئوليتي هست كه ما شروع كرديم نه ماشين

و بعدش ما بايد بدونيم اين موجود كه اسمش بچه هست چطور رشد ميكنه و چگونه ميتونه موجود سالمي شود

ما بايد درست حركت كنيم نه بر اساس اعتقادات و باور خودمون در مورد بچه خودمون

مادر نبايد بگه من اينجوري فكر ميكنم اين درسته اون غلطه ما نند اينكه من برم تو داروخونه بگم اين دوا رو بخور اگر مريضي نظر من اينه، اين كوچيكه مال تو ،اين قرصه مال من، كوچيكه مال من و يا جعبه قرمزه رو بخور من سبزه رو ميخورم معلومه همه رو ميكشيم پدر و مادري ما توي ايران اين بوده با همين نسخه ها

ولي مادر و پدر بايد حالا بچه ام داره كج ميره چه كار كنم ساده است من پام درد ميكنه برم دكتر متخصص و بپرسم چرا؟ضربه خورده بيماريه؟چيه؟

اولين وظيفه شما مادر من اينه در رابطه با دختر يا پسرت حالا بايد چكار كنيم؟دقيقا كاري كه من در مورد كساني كه دوست داشتم هميشه كردم اينكه سعي كردم اونها رو بشناسم نه اينكه اونها رو بشكافم ببينيم چي توشه شما هم بايد اولين قدم فرزندتونو بشناسيد نه عربده بكشيد و نه نفرين و فحش.

شما و پدر اينقدر از بچه ور و ور سوال ميكنيد و سين جين ميكنيد كه چه كردي؟ كجايي ؟تا اون  روهميشه بكشي به جايي كه بهش بگي اشكال كارت كجاست؟و بگي كارت ايراد داه و سر كوفت

مادر من و پدر من همش از من توي دانشگاه سوال ميكرد چند واحد برداشتي؟جان شما از روي مهرباني پدرانه و مادرانه نبود تنها سر نگراني بود كه ببينيد اگر اشتباه ميكنم مچم رو بگيرند شما  همش ميخواهيد بدانيد كه بهش بفهمانيد كجاي كارش اشتباه هست مادري كه اين نيست و پدري اين نبوده من اين حال رو ميفهمم و تعجب هم نداره دقيقا درك ميكنيم اين حال رو نيمي از مردمان دنيا دارند ولي عزيزان اصول تعليم و تربيت اصلش اين نبوده و نيست
ما بايد يك چيزي بفهميم، كي فهميده، بچه من حالش بده، كارش بده ،كدوم مادر ايراني ميگه مشكل منه و كار بد منه؟
مشكل من مادرم خوب حالا بايد چه كار كني بايد بچه ات رو بشناسي
شغل پدر و مادري شغلي نيست كه از اون استعفا بدهيم ولي كدون مادر يا پدر مياد به دخترش ميگه ببين من از پدر تو بودن بعلت سن بالام و حوصله ام استعفا دادم و فقط ميخواهم منبعد دوست تو باشم بيا با هم حرف بزنيم و راحت باشيم و واقعا ببينيد مشكل دخترشون چيه؟تر رو خدا كوشش در جهت اينكه به دخترتون چيزي بفهمونيد نكنيد، تنها كوشش در جهت فهم دختر خود تون برداريد مخصوصا بچه اي كه حس ميكنه واقعا كسي نمي فهمش و حتي چه حس و احساسي داره اين بچه كه تحت فشار ميزاريد بسا بگه به خودش كه مردم كه مردم
براي همينه وقتي به دخترمون ميگيم و يا پسرمون سيگار نكش ميگه چيه ميكشم ميمريم به درك !
اين فرد پسر من اگر كه بود هيچ و مال شما هم كه اگر روزي بياد دفتر پهلوي من سعي من بر اين خواهد بود كه چطوري ميتونم كمكش كنم و خدا ميداند براي من هيچ زمان مهم نبوده كه درجه بدي شخص 1 هست يا 100
چه فرقي ميكنه مهم اينه من كجا برم و مسئله رو حل كنم ولي با حسن نيت ميتونم درستش كنم
من آرزو و حسن نيت و نگراني يك مادر رو كاملا چون روزي خودم مادر داشتم كاملا ميفهمم و ميدونم ولي مهم اينه كه اين راهش نيست مثل اينكه من بخوام از بالاي ساختمان 100 طبقه بيام پايين  به طبقه اول با عجله  اما انتخاب راه اشتباه منو ميكشه و پريدنه كه پريدنش درست نيست راه درست اينه قبول كنم از آسانسور يا از پله برم طول ميكشه اما درست براي پدري و مادري اينه اين چيزي هست كه جهان علم به ما ميگه
من اگر پدر باشم روزي وقتي به پسر خودم نگاه ميكنم بارها شده كاري خطا و حركتي اشتباه انجام داده من ابدا فكر نميكنم كار وي خطاست  تنها فكر ميكنم كجاي كار من خطا و اشتباه بوده و خيلي زود مطمئن هستم پيداش ميكنم و اينه باعث ميشه من فكر نكنم با بيمار ميجنگم بلكه دارم با بيماري ميجنگم
چه فرقي ميكنه سرطان توي كدوم طرف بدنه بايد ببينم چه كار كنم خوب بشه
فردي به من ميگفت هر وقت تو اينها رو ميگي همش بچه ام نشونم ميده ميگه مقصر شما هستيد ببينيد
درسته مادر و پدر من شما هميشه ديد منفي خودتون را داريد و ميترسيد
بخدا قسم پدر و مادري كه در روزي يكبار به فرزندشون نميگويند من نميدونم و نمي فهمم و هفته اي يكبار جلوي بچه اش نميشيند و نميگه بخاطر اشتباه هفته قبل منو ببخش اصلا كار تربيتي نميدانند و نميكنند
چرا پدر و مادر ما هميشه ميخواهند توي برج عاج بشيند و ادعاي خدايي داشته باشند
امروز بچه سالم مطالعات نشون داده كه بچه اي هست كه فكر ميكنه پدر مادرش افرادي ناقص هستند با هزار مشكل. روزي كه پدر و مادر نقش خدايي دارند بچه رو از پا در مي آورند
اين گرفتاري ايراني بودن ماست بچه من بايد با ناداني و نفهمي و ندانم كاري من آشنا بشه تا مثل من بشه نه من خدا بشم كه بچم بگه نه بابا من امكان نداره بابام بشم ولش كن مي شوم مثل دوستم يا الگوي خانواده ميشه مادر و پدر دوستم
بزاريد يك حقيقت رو به شما بگم بزرگترين دشمن ما ميدونيد كيه؟خود ما هستيم هيچ كس توي دنيا توي زندگي و عمرم 5% آسيبي كه من به خودم زدم هيچكس نزده و نه ميزنه حالا وقتي شما بچه اي رو برديد به سوي ضد زندگي پس چه بايد گفت، اينكه، سيگار نكش؟
پدر و مادر ما بچه را يك مجرم قلمداد ميكنند كه بايد تحت امنيت شديد باشه و آب هم ميخواد بخوره بايد تو صف واسته براي پدر و مادر ما بچه بده و اين بچه بايد از طريق تنبه و كنترل آدم بشه
دلم بدرد مي آيد ما توي روابطمون حتي دختر پسري و دوست دختر و پسر اينجوريه وقتي ميگي 10 تومن به من بده نميده ولي يكي مياد 100 هزار تومن ميگيره با جون و دل ميدهيم و دستش رو هم ميبوسيم چرا چون اسلحه دستشه دنياي ما اين كليشه هاست كه داد خود را بر سر افرادي كه ميدانيم با شخصيت ترند ميزنيم نه آنكه دستش را بلند ميكند و توي گوش ما ميزند